ابن شهرآشوب ؛ فقیهی بلند آوازه در تاریخ و گمنام در زادگاه



به گزارش خبرنگار ایرنا ، بسیاری از مازندران و حتی شهر ساری تا پیش از این حتی نام ابن شهرآشوب را نشنیده بودند و از فردای روزی که میدان افتتاح شد ، نام آن برای شمار زیادی از رهگذران تبدیل به معما شده بود ، معمائی که نه بافت میدان پاسخی برای آن داشت و نه زمان افتتاح می توانست پاسخگو باشد.
با این وصف ، نام ابن شهرآشوب در تاریخ فقه و حدیث شیعه ، نام پرآوازه ای است ؛ هم به خاطر تربیت شاگردان زیاد و نگارش کتب فراوان و هم به علت منش خاص در رویاروئی با مخالفان و سختی های تبلیغ و تبیین مذهب شیعه .
اگر چه در مجموعه تحقیق ها و پژوهش های صورت گرفته در قالب کتاب و مقاله و یادداشت هیچ اشاره ای به وجه تسمیه ‘ شهر آشوب ‘ نشده ، ولی در فرهنگ لغات به کسی که در شهر درگیری ایجاد کند و در ادبیات فارسی به نوعی شعر و موسیقی گفته می شود ، نوعی شعر که در آن تغییر اوضاع ، بی سامانی یا سروسامان داشتن حالات یک شهر یا مملکت و مردم آن یاد می شود.
مجموعه زندگینامه ابن شهرآشوب نشان می دهد که این محدث و فقیه بزرگ شیعی به خاطر درگیری با فرمانداران مازندران این استان را ترک کرد و در شهرهای مختلف ایران روزگار گذراند تا این که به عراق رفت و همچنین نوشته ها و آثارش نیز گویای وضع و حال شیعه و مسلمانان در عصر خودش بود.
** رشیدالدین و عزت الدین
ابوعبدالله محمد بن علی بن شهرآشوب ساروی مازندرانی ملقب به رشیدالّدین و عزالدّین و مشهور به ابن شهر آشوب بود . او ادیب، محدث و فقیه شیعه از دیار طبرستان بود که نزدیک به یک قرن در جهت احیای مکتب اهل بیت (ع) انسان پروری کرد.
دانشمندان ، پس از شیخ طوسی او را ‘ شیخ الطایفه ‘ و زنده کننده شیعه و آثار اهل بیت خوانده اند.
این فقیه عالیقدر به روایتی در 16 شعبان سال 488 یا 489 هجری قمری دیده به جهان گشود. برخی از محققان تولد او را در ساری و برخی در بغداد عنوان کرده اند . جد او شیخ شهرآشوب بن کیاکی ، از دانشمندان بزرگ شیعه و از مردم ساری بود که در گروه شاگردان نامی و ممتاز شیخ طوسی (متوفی 460 قمری) به شمار می‌رفت و پدرش شیخ علی فرزند شیخ شهرآشوب نیز از فقیهان و محدثان فاضل و از دانشمندان بزرگ شیعه محسوب می‌شد.
** حافظ کل قرآن در 8 سالگی
دوران کودکی این دانشمند جلیل القدر در دامن خانواده‌ای روحانی ، دانش پرور و تربیت شناس گذشت و چون به هشت سالگی رسید تمام قرآن را حفظ کرده بود و از این به بعد او را ‘ حافظ ‘ (حافظ قرآن) لقب دادند . ابن شهرآشوب بعد از فراگیری قرآن و دروس مقدماتی و ادبی به تحصیل علوم و معارف دینی مثل فقه و اصول، حدیث،رجال، کلام و تفسیر پرداخت.
آغاز و انجام تحصیلات عالی او دقیقا معلوم نیست، اما همین قدر معلوم است که در نزد پدر و جدش و بزرگانی چون شیخ طبرسی، عبدالواحد آمدی و قطب الدین راوندی سطوح عالی علم و ادب را گذراند.
بزرگانی که ابن شهر آشوب از محضر آنان کسب فیض می کرد هر یک در شهر و دیاری دور از هم زندگی می‌کردند ، بنا بر این وی در راه کسب علم و معرفت و برای استفاده از محضر این دانشمندان سال ها از این شهر به آن شهر و از این دیار به آن دیار در حال مهاجرت و گشت و گذار بوده است.
این محدث بزرگ ، پس از سالیانی اقامت در حوزه‌های علمیه ایران و استفاده از محضر دانشمندان و اساتید بزرگ و مسافرتهای علمی در سرزمین های مختلف ایران مازندران ، مشهد مقدس ، نیشابور ، سبزوار ، ری ، کاشان ، اصفهان و همدان در سال 547 هجری قمری به بغداد پایتخت بنی عباس و مشهورترین مرکز علوم اسلامی آن روزگار عزیمت کرد و به تدریس علوم و فنون مختلف پرداخت و هم در آن رشته‌ها ، کتاب ها نوشت.
** از درگیری با حکمرانان مازندران تا ترک بغداد
در برخی روایات نقل شده است که وی به دنبال درگیری با حکمران مازندران راهی بغداد شد و در آنجا به وعظ و تدریس مشغول شد.
در زمان ابن شهرآشوب دانشمندان و عالمان بزرگی می زیسته اند که مورد احترام مردم و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوداند ، در این میان ابن شهرآشوب امتیاز و برجستگی خاصی داشت و مقام علمی و موفقیتش از دیگران نمایان‌تر بود. او به هر شهری از مملکت ‌های اسلامی دارای حوزه علمیه که می‌رفت ، سرآمد علما می شد و کار آموختن به دیگران و بحث و پرورش شاگردان را جدی و چشمگیرتر آغاز می‌کرد.
ابن شهرآشوب در بغداد در تقویت افکار و گسترش باورها و اقتدار علمای حنبلی سعی و کوشش می‌کرد ، رفته ‌رفته فعالیت‌های چشم‌گیر او از سوی مخالفان نادیده انگاشته می‌شد و او را تضعیف می‌کردند ، از این رو بغداد دیگر مکان مناسبی برای ارایهٔ فعالیت ابن شهرآشوب نبود ، بنا بر این وی بغداد را به قصد شهر تاریخی و عالم‌پرور حله ترک کرد و به آن دیار مهاجرت کرد.
ابن شهرآشوب در سال 567 هجری قمری برابر 550 یا 551 هجری شمسی کرسی درسش را در حله رونق بخشید و شروع به آموختن و شاگردپروری کرد و سپس به موصل و حلب که از زمان حمدانیان پناهگاه شیعیان شده بود، ترک کرد و تا زمان وفات در این شهر به تدریس و تالیف پرداخت.
او در شب جمعه 22 شعبان 588 هجری قمری تقریبا برابر 12 شهریور 571 هجری شمسی در حلب درگذشت و در جبل الجوشن در نزدیکی محلی مشهور به مشهد الحسین (ع) به خاک سپرده شد.
**آثار و نوشته ها
از این عالم بزرگ شیعی کتاب ها و نوشته های زیادی برجای مانده است که از جمله آن می توان به ‘ مناقب آل ابی طالب ‘ (نازمایه‌های فرزندان ابوطالب) ، ‘ معالم العلماء ‘ (نشانه‌های دانشمندان) ، ‘ متشابه القرآن و مختلفه ‘ (همانندی‌های قرآن و گوناگونی‌هایش) ، ‘ اعلام الطرائق فی الحدود والحقائق ‘ و ‘ مثالب النواصب ‘ (بدی‌های آشکارکننده ناصبیان) اشاره کرد.
زبردستی ابن شهرآشوب در علوم قرآنی و حدیث و رجال از آثار بازمانده‌اش بخوبی هویدا است، گرچه کتابی شناخته در فقه و اصول نداشته، در این دو رشته بسیار آگاه بوده‌است، چنان‌که شاگردانش را اغلب با لقب فقیه یادش می‌کردند. در شعر نیز دستی داشت و این مطالب از توجه به گزیده‌های شعر در کتاب مناقب و نیز از خاتمهٔ معالم العلماء در ذکر شاعران اهل بیت برمی‌آید. وی خود نیز شعر می‌سروده و از او اشعاری پراکنده در فضائل امامان در کتاب مناقب آمده‌است.
** اساتید و شاگردان
علاوه بر شیخ شهرآشوب و شیخ علی نیا و پدر بزرگوار این دانشمند ، وی از محضر اساتید برجسته ای چون ‘ واعظ نیشابوری ‘ معروف به ‘ صاحب روضة الواعظین ‘ و ‘ فتال نیشابوری ‘ ، ‘ شیخ ابوعلی فضل بن حسن تفرشی ‘ (طبرسی) مفسر بلندآوازهٔ شیعه و از عالمان و محدثان بزرگ قرن ششم هجری که دارای تألیفات زیادی چون تفسیر مجمع البیان و جوامع الجامع ، اعلام الوری و … می‌باشد، درس آموخته است.
‘ احمد غزالی ‘ ، ‘ ابومنصور طبرسی ‘ نویسنده کتاب ‘ الاحتجاج ‘ ، ‘ قاضی سید ناصح‌الدین آمدی ‘ صاحب کتاب ‘ غرر الحِکم و درر الکلم ‘، ‘ ابوالفتوح رازی ‘ و ‘ عبدالجلیل قزوینی رازی ‘ هم از دانشمندان بزرگ عصر و از استادان بلندپایهٔ ابن شهرآشوب بودند.
‘ سید فضل‌الله راوندی ‘، ‘ قطب‌الدین راوندی ‘ و ‘ ابوالحسن علی بن ابوالقاسم بیهقی’ معروف به ابن فندق هم از دیگر اساتید ابن شهر آشوب بودند.
ابن شهرآشوب همچنین در محضر گروهی از علمای اهل سنت نیز تحصیل کرد که سرشناس‌ترین آنها ‘ ابوعبدالله محمد بن احمد نطنزی ‘ گردآورنده کتاب ‘ الخصائص العلویة علی سائر البریة ‘ و ‘ جارالله زمخشری معتزلی’ بوده است.
وی زمانی که در شهرهای بغداد، حله و موصل می‌زیست و در اواخر عمر که در شهر حلب بود و در دیگر شهرهای اسلامی، شاگردان بسیاری تربیت کرد که ازاین میان می‌توان ابن ادریس حلی، ابن بطریق حلی، ابن ابوطی حلبی و ابن زهره حلبی را نام برد.
خبرنگار : فاطمه رحمتی ** انتشار دهنده : حسن فلاحتی
3009/1654



انتهای پیام /*










شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید